روزهایی شاید آبی

چقدر زود یه جوری میشوی ،شادی را خوانده ای و با او سیر میکنی .دلت قدم میخواهد جایی حوالی سی وسه پل وقتی که صبحگاه است و آفتاب داغ و قصدت فقط نظاره است .

بد نیستی ولی بد میکنی واین بدترین است.

راستی شاید دلم برای صبح های پنج شبه پل تنگ شود .

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٩ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط شایسته نظرات () |